|
| ||||||
| ||||||
ادامه مطلب
ادامه مطلب + نوشته شده توسط pg در سه شنبه بیست و سوم مهر 1387 و ساعت
15:36 |
چيزي كه وارد قيف مي شود اول در دهانه آن قرار ميگيرد و دهانه قيف باز و پهن و گشاد است اما آخرش تنگ ، درست برعكس شيپور كه اولش محدود و باريك و تنگ ولي آخرش باز و وسيع و پهن. حال يك زندگي شيطاني دقيقا چيزي شبيه قيف است، يعني اول آن كه نگاه ميكني آزادي ، رهايي و گشادگي است ولي آخر آن تنگنا و سقوط . و البته نقطه مقابل اين زندگي ، زندگي مردان خداست كه چيزي شبيه همان شيپور است اولش دشواري ها و تنگناها و محدوديتها و محروميت هاست و پايانش وسعت و گشادگي، درست مانند نفس و بازدمي كه يك ني نواز در ني مي دمد ، و از آن جا كه در مجرايي باريك و تنگ و محدود قرار ميگيرد عاقبتي خوش داشته و به آهنگي زيبا و ماندگار بدل خواهد شد. از اين رو قرآن كريم براي مردان خدا كه همان اهل تقوا و فضيلت باشند به جاي آواز خوش ، پاياني خرم يادآور شده و ميگويد : و العاقبة للمتقين يعني اهل تقوا اگرچه آغازي شاد و خوش ندارند ولي فرجامي نيك و نيكو در انتظار آنان است.
+ نوشته شده توسط pg در جمعه بیست و دوم شهریور 1387 و ساعت
10:33 |
To : khodavand_0000@universe.com Subject : Dardedel e motemayel be khastegi ( . . . va tanaffor ) + kami khodkoshi !
(( به نام خود ِشما ))
فرقی نداره وقتی ندونی و نبینی غصّت می گیره وقتی ، میدونی و می بینی
خداوند قادر متعال :
با عرض سلام ؛ امیدوارم حالتون خوب باشهُ همه چی بر وفق مرادتون . غرض از مزاحمت ؛ تصمیم گرفتم نامه ای حضورتون نوشته و کمی باهاتون درد و دل کنم . هر چه تلاش کردم نتونستم شماره ای ! ازتون پیدا کنم . ( اینطور که شنیدم تماس هر کسی رو هم که جواب نمی دید ! ) این بود که ایمیل رو مناسب ترین راه تشخیص دادم . ( بماند که همین آدرسم ، با هزار بدبختی گیر آوردم ... بگذریم . ) به هرحال امیدوارم فرصت چک کردنش رو داشته باشید .
خب ، بهتره برم سر اصل مطلب :
خدایا ! تو این دنیای به این بزرگی ، با 6 میلیارد جمعیتی که ، روز به روزم در حال افزایشه ، من و دوستام تو کشوری زندگی می کنیم به نام پاک ِ ایران . یه کشور گربه ای شکل ِ عجیبُ غریب در منطقه پر التهاب خاورمیانه . کشورای همسایه مون ، در مرز شرقی : آمریکا ، در غرب :آمریکا ، در شمال : رفیق آمریکا و در جنوب نوکر آمریکاس . خب البته ، کسی نمی تونه منکر ونزوئلا و اندونزی بشه ! حالا که لوکیشن جغرافیائیمونو واست توضیح دادم ، بهتره برم سراغ لوکیشن اجتماعی !!
خدایا ! اینجا کشور ایرانه ، جائیکه به منو هم نسلام میگن : نسل بعد از انقلاب . یعنی نسلی که بعد از انقلاب 57 متولد شده . ما نسلی هستیم در رنج سنی 20 تا 30 سال ، که همگی یک سری خاطرات ، حس ها و ویژگی های مشترک داریم ! نسلی که با توجه به همین اشتراکهاش ، شاید تو دنیا تک باشه ! بذار واضح تر صحبت کنم . مثلا اگه یکی از ما بگه (( یخمک !! )) ما همه میریم به 10 سالگیمون و به طور لذت بخشی طعم اونو زیر زبونمون حس می کنیم ، یا اگه کسی اسم ِ واتو واتو و بارباپاپا ! رو بیاره ، همه سر تکون میدیم که آره ! چه کارتونای خوبی بود . یادش بخیر . . . گذشته از اینها ، ما همه تو بچهگی هامون ، نقاشی های مشترک داشتیم : اکثرا یه خونه می کشیدیم مربعی ، با دو تا پنجره و یه سقف مثلثی ، که بالاش یا گربه بود یا دودکش ! گربه ای که همیشه پشتش به ما بود و آخرشم ندیدیمش ! خب ، طبیعتا اون عددای 7 هم ، که کلاغ بودن !! اینه ارتباط ِ گذشته ی ما . به همین سادگی و زلالی ...
تا اینجای قصّه مشکلی نیس . اما این داستان ِ دیروز ماست . مشکل از اونجایی شروع شد که ما قد کشیدیمو بزرگ و بزرگ تر شدیم و تصمیم گرفتیم بیشتر بفهمیم ، دیگه یخمکی وجود نداشت تا مارو به هم پیوند بده . پرفسور بالتازار مرده بود ، هاج مادرشو پیدا کرده بود و تکلیف مسافر کوچولو ، 10 سالی بود که روشن شده بود... این بود که واسه ما اتفاقات دیگه ای افتاد ! اشتراکات این نسل چیزای دیگه ای شد ، حرفای دیگه ، بحثهای دیگه و تنفرهای جدید ! میخوای بدونی مهمترین وجه تشابه امروز ِ این نسل چیه ؟ باشه ، من بهت میگم : افسردگی ...
خدا جون ، ببین ، نمیخوام غمگینت کنم . خودت خوب مبدونی منظورم چیه !! فقط موندم از کجاش باید شروع کنم ؟!!
بیبن ! در حال حاضر ، نسل ما دو دسته است : دسته اوّل کسانی هستن که دارای آرزوهای بزرگترن و خب ، با توجه به ارتباطاتی که دارن ، گزینه مهاجرت رو انتخاب می کنند . ( حتما میدونی که کشور من دارای بیشترین تعداد مهاجرت در دنیاست ! اینجا بهش میگن فرار ِ مغزها ! Intelligence runaway) و دسته دوم ، گروهی هستندکه همین جا می مونن ، میسوزن ، می سازن و به این وضعیتی که دارن عادت می کنن . به همین سادگی و سختی !!
راستی ! گفتم مهاجرت ، به نظرت گروه اول ما کجا میرن ؟! آمریکا ؟ انگلیس ؟ استرالیا ؟ کانادا یا دبی ؟! چی ؟ دبی ؟! یادمه پدر بزرگم می گفت یه زمانی تمام امیال و آرزوی اعراب حاشیه نشین ، دیدن یک روزه تهران و مسافرت به ایران بود ، حالا چرا دبی مرکز تجاری منطقه شد و ما مرکز ِ... ، بماند ! میدونی ، اسم دبی که میاد یاد صادرات این چند سال اخیرمون میفتم . آخه مگه خبر نداری ؟ ما کشوری هستیم مستقل . وارادات که نداریم ، هیچ ، صادرات هم انجام میدیم . کالا ؟ آها ... صادرات ناموس ایرونی تو بسته بندیهای 6 تایی به کشورهای حاشیه خلیج فارس ! چی ؟ خلیج فارس ؟! گفتم خلیج فارس ؟! نه ، ببخشید ! اسمش خلیج عربه : Arabic Gulf ای بابا ! لامصب افکار من مث زنجیر می مونه ! هرچی میگم ، باز یه چیزی توش درمیاد ! چی ؟ زنجیر ؟! ( بابا ، جون ِ مصطفی بی خیال !!! : خیال نکن نباشی بدون تو میمیرم ، گفته بودم عاشقم ، خب حرفمو پس می گیرم !!! ) ... به قول پولاد ، دوست دارم یه تیغ ژیلت بردارمو مغزمو از وسط بشکافم تا اینهمه افکار کثیف و بدبو که تو مغزم جا گرفته و بوی تعفنش داره خفم می کنه ، از ذهنم خارج بشه و بتونم یه نفسی بکشم . نفس ... اکسیژن ... آرامش ... ( آروم باش ، آروم . ok ؟ ...آها . )
میدونی ، همیشه دوست داشتم تو یک سیستم منظم زندگی کنم .سیستمی که منظم بهم برنامه و سرویس بده و منظم ازم فیدبک بخواد. امّا به نظر تو کجای این پروسه ، اینجا رعایت میشه ؟!
خدایا ، اونجوری نگام نکن ، به جون خودت شعار نمیدم ، تو منو میشناسی ، دارم آتیش می گیرم . . . ( میدونی ، بین خودمون باشه ، چند وقته بدجوری دنبال مهاجرتم.... ! هی ! این بار با توام ، لندن چطوره ؟؟ ( D: ) )
خدایا ! خیلی خسته ام .... خیلی . هیچ چیز سر جاش نیس . نه فرهنگ ، نه اقتصاد ، نه سیاست ... همه چیز له ِ له ِ !! دیگه حتی با خودمونم مهربون نیستیم . به طرز وحشتناکی داریم خون همو میمکیم و خودمون خبر نداریم . می دونی مهمترین چیزی که از دست دادیم چی بود ؟ فرهنگ و اخلاق ...
بذار چند مورد از دلمشغولیهامو واست بگم ، باشه ؟ آها. نمیدونم در جریان فیلم 300 هستی یانه . اگه بخوام روشنفکرانه به این فیلم نگاه کنم باید طومار امضا کنم و اونو تحریم کنم . امّا ، خوب که به شرایط دور و برم نگاه می کنم ، چیزهایی می بینم که دیگه اون فیلم آزارم نمیده . ( .Hey ! Dont look at me like this, I`m Iranian ,more than you are. plz just amoment )
مگه همین مردم نبودن که بعد از حادثه بم که دنیا به کمکشون اومد ، به هنگام حادثه سونامیِ جنوب شرق آسا ککشونم نگزید ؟ ( که تعجب ِ کل دنیا رو در بر داشت . . . ) مگه همین ملت نبودن که تا چند وقت پیش و حتی همین الان ! ، شحصی ترین اطلاعات افراد و به صورت CD ردو بدل می کردن و یه دختر بیچاره و تا لب مرگ به جلو روندن ؟ یادته ؟ : ( هیچکی ندید یه دختره تنها تو این شهر شلوغ ، بین نگاه هرزه مردم سرتا پا دروغ ، چه حالی داشت وقتی همه آرزوهاش مرده بودند ، وقتیکه دستای پلید ، آبروشو برده بودند ، هیچکی نفهمید چی کشید ، وقتیکه مرگشو می دید ، توی هجوم نعره ها ، هیچکی صداشو نشنید ... ) یادمه دوستی میگفت که ملت ما ، ملت م . ب .ت . ذ.ل ی هستن ! وقتی پرسیدم چرا ؟ گفت چون این ابتذال رو حتی ، تو sms های موبایلشون هم راه دادن ... ... ببینم ، نظرت راجع به تصادفات بالای جاده ای !! و فحاشی های داخل استادیومها چیه ؟ ... خدایا ! یه روز، یه کاریکاتوریست دانمارکی ، یه غلطی کرد ! ایران زیر و رو شد . فریادها به آسمان رفت ، طومارها امضا شد و مراسم مختلف برگزار شد اما سوال اینجاست : چرا یه دانمارکی باید ما رو به یاد پیامبرمون بندازه ؟ چرا قبل از اون ، دنبالش نرفتیم .... ... که بشناسیمش .... که بفهمیم کی بود .... که ... که ... میدونی خدا جون ، از ایران امروز بدجوری دلم گرفته ! بد جوری ... بد جوری ... -------- یادمه یه ماه پیش ، به یکی از فروشگاهای فرهنگی ! سر زدم و از فروشنده درخواست CD سخنرانیهای دکتر علی شریعتی و کردم . فروشنده بعد از کلی جستجو ، یک CD با برچسب میکی موس ! + یک کاور پلاستیکی افتضاح ! رو واسم به عنوان CD دکتر آورد ، پرسیدم قیمت ؟ با حالت ِ بی تفاوتی، گفت : 500 تومن !!! از قیمت کم CD تعجب کردم و حدس زدم که شاید محتویات کمی داره که با تست اون متوجه شدم مجموع کل سخنرانیهای دکتر رو شامل میشه ! تو همین حین چشمم به پکیج سی دی بازی Resident Evil افتاد که خیلی شیک، مرتب و بسته بندی شده در ویترین فروشگاه خودنمایی میکرد . برای مقایسه ، قیمت اونم سوال کردم ، که فروشنده با غرور خاصی ( دقیقا اندازه ی قیمت کالا ) گفت : 3000 تومن .................................................. ببین ! قصه ، قصه پنگوناس ، منتها به روایتی دیگر !! شاید درناک تر و کشنده تر . -------- خدایا ، من از شعار متنفرم . ( عدم وجود سیستم مهار بندی جانبی صحیح در جداره های ساختمان (بادبند های طولی و عرضی ) سازه هایی که به صورتی غیر صلب (حالتی غیر یکپارچه ) دارند خیلی زودتر دچار از هم گسیختگی در اثر نیروهای همچون باد و زلزله می شوند نداشتن مطالعه صحیح از وضعیت مکانیکی و مقاومت فشاری خاک باعث نشست و آسیب دیدن هر چه بیشتر ساختمان در اثر این نیروها می شود. ) بازهم بماند ! -------- راستی همین چند روز پیش با مامان دعوا کردم ( ok , ok ! میدونم ؛ اونجوری نگام نکن . آره ! بهشت زیر پای مادرانه ) آخه میدونی ، یکسره غرمیزنه . همش میگه : ده دفعه گفتم این پولای نفت و از سر سفره بردارین ، بهداشتی نیس ، سفره و نفتی میکنین و این شده دعوای هر روزمون . البته من بهش حق میدم . مادره دیگه . باید مواظب سلامت بچه هاش باشه . ( بین خودمون باشه ، خبر نداره که همین روزا هسته هم میاد سر سفرمون ! اونجاس که دیگه باید ، ... بیاریمو باقالی بار کنیم )
خب خدا جون . خیلی حرف زدم ، کم کم داره گشنم میشه ! با اجازت میرم یه اُملت بزنم . جات خالی ! این اُملت ، خوردن داره . گوجه فرنگیاش و از جایی خریدم که از بقیه جاها ارزونتر بود . خدا خیرش بده اون کسی که آدرس اونجا رو به من داد ، این یعنی : هنوز ، آدمای خوب هم پیدا میشن .
خلاصه که درد دل کردیم . ممنون که گوش دادی . -------- پروردگار خوب من ! فقط میخوام بگم ، من ایران و دوست دارم . میخوام هر جای دنیا که باشم با افتخار سرمو بالا بگیرم و بگم : آره ، من ایرانیم ، از نژاد پاک آریایی . 8 سال جنگ کردیم و پاک ترین و نازترین جوونای این مملکتُ از دست دادیم . بهای سنگینی بود و سنگین تر از اون وظیفه ای که در قبال خون اونا داریم ... هرچه گفتم تصویری بود از اتفاقاتی که هر روز تو اینکشور میفته و نیازی به کنکاش آنچنانی نداره . امیدوارم کمکون کنی . به همه ، تا ازین وضعیت خارج بشیم و شرایط بهتری رو برای زندگی و پیشرفت ایجاد کنیم . ممنون .
+ نوشته شده توسط pg در پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387 و ساعت
12:35 |
خدايا! گاهی حجم دنيای درونم ، از وجودت تهی ميشود ، آن وقت من ميمانم تنهايی و دلتنگی ، درها ديوار ميشوند و نگاه ها سنگين. دلخوشی يك آرزوی دور از دسترس ميشود و اميد ، نااميد. پروردگار خوبم! روزنه قلبم را به رويت باز كن ! تنها نور وجود توست كه دلم را زنده نگه ميدارد + نوشته شده توسط pg در چهارشنبه بیستم شهریور 1387 و ساعت
22:5 |
دانـشـمـندان ايـرانـي دوران بـاسـتـان
شامل ايرانيان مهندس ، ستاره شناس ، شيميدان ، رياضيدان ، فيزيكدان ، صنعتگر ، پزشك ، جغرافيدان ، فيلسوف ، طبيعي دان ، مخترع ، مكتشف و نظريه پرداز
قبل از حمله اعراب و دوره اسلامي : اسكيلاس- دوره هخامنشي (زمان حكومت داريوش از سال 486- 521 ق.م.) دريا نورد و مكتشف و مهندس سازنده قنات ابولؤلؤ(فيروز) - قاتل عمربن خطاب (خليفه اعراب و متجاوز به ايران) - هنرمند ، صنعت كار و سازنده آسياهاي بادي
بعد از حمله اعراب و دوره اسلامي : روزبه- دوره خلافت عمربن خطاب - طراح شهرهاي بصره و كوفه + نوشته شده توسط pg در چهارشنبه بیستم شهریور 1387 و ساعت
21:33 |
پاسخ سوال شماره 1 S را مجموعه آرايشهايي فرض كنيد كه در هريك از آنها يا الف) همه نقطه ها قرمز اند و تعداد نقطه ها بر 3 بخشپذير نيست ، يا ب) تعداد نقطه هاي آبي عددي زوج است و اگر زنجيره و اگر زنجيره نقطه هاي قرمز بين نقطه هاي آبي متوالي را در صورت وجود به ترتيب با + و- برچسب گذاري كنيم آنگاه n-m بر 3 بخشپذير نيست ، كه در اينجا n مجموع طولهاي زنجيره هايي از نقطه هاي قرمز است كه با + برچسب خورده اند و m مجموع طولهاي زنجيره هايي از نقطه هاي قرمز است كه با منفي برچسب خورده اند . توجه كنيد كه تعريف قسمت (ب) از نحوه برچسب گذاري مستقل است ، زيرا تغيير در برچسب گذاري فقط علامت n-m را عوض ميكند. به سادگي ميتوان تحقيق كرد كه همه آرايشهاي در S را ميتوان با انجام تغييرات مجاز از آرايش اوليه بدست آورد . علاوه بر اين ميتوان همه آرايشهايي را كه تعدادي زوج نقطه آبي دارند به آرايشي كه دو نقطه آبي دارد تبديل كرد و بلاخره ميتوان همه آرايشهايي را كه تعدادي نقطه فرد آبي دارند به آرايشي كه سه نقطه آبي دارد تبديل كرد. + نوشته شده توسط pg در دوشنبه هجدهم شهریور 1387 و ساعت
22:49 |
بادام ها پوسته ای سبز دارند و اين پوسته های سبز ، در همان بالای درخت خشك شده و از بادام جدا شده و فرو می افتند، البته بعضی هم وقتی كه در دست بادام چين قرار ميگيرند جدا ميشوند. ولی پاره ای هم اصلا جدا نميشوند ، و تو وقتی آنها را ديدی سلام من را به آنها نرسان ، چون پوكند ، و همين روپوست را چسبيده و آن را رها نميكنند ، اگر باور ندار آنها را بشكن. و تو از پوست بادام پوست صورت را تداعی مكن و با خود مگو : پس كسانی كه همواره در برابر آينه ايستاده و به پوست و ظاهر خود چسبيده اند نيز پوك و تهی شده اند؛ چون اين ميان دعوا نرخ تعيين كردن است. + نوشته شده توسط pg در دوشنبه هجدهم شهریور 1387 و ساعت
22:46 |
شخصيت هاي گروه خوني هاي مختلف
گروه خونی O : + نوشته شده توسط pg در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387 و ساعت
22:52 |
سلام به همه دوستان از امروز هفته ای یکی دوتا سوال ریاضی میذارم تا با هم فکری هم حلشون کنیم. اگه به جواب رسیدید لطفا در نظرات بگید یا به آدرس shahrzadp93@yahoo.com ميل كنيد.
سوال شماره 1
روي دايره اي تعدادي نقطه قرمز و آبي وجود دارد. مي توان يك نقطه قرمز اضافه كرد و رنگ هر دو همسايه اش را با رنگ ديگر عوض كرد يا يك نقطه قرمز را حذف كرد و رنگ هر دو همسايه قبليش را عوض كرد. ثابت كنيد اگر فقط دو نقطه قرمز روي دايره وجود داشته باشد ، دنباله اي از تغييرات مجاز وجود ندارد كه پس از انجام آنها به آرايشي برسيم كه در آن فقط دو نقطه آبي وجود داشته باشد. + نوشته شده توسط pg در شنبه نهم شهریور 1387 و ساعت
13:58 |
«اعداد» را ميتوان به دستههاي مختلفي نظير ذيل تقسيم كرد:
عدد «گويا» (Rational) عددي حقيقي است كه بتوان آن را بهصورت كسري از دو عدد صحيح (نظير:
در رياضيات اين گزاره صحيح نيست كه: «هر عددي «گويا» نباشد «گنگ» است». اعدادي نيز وجود دارند كه نه «گويا» هستند و نه «گنگ» نظير: اعداد بينهايت كوچك. اگر بخواهيم از اعداد «گنگ» مثال بزنيم ميتوانيم به مواردي نظير ذيل اشاره كنيم: بسط دهدهي يك عدد «گنگ» نشان ميدهد كه داراي ويژگيهايي نظير ذيل هستند: - تكرارناپذير هستند يعني رقمهاياشان الگويي غيرتكراري را نشان ميدهد. ميتوان اصلهايي نظير ذيل را دربارهي اعداد «گنگ» (Irrational) و «گويا» (Rational) اثبات كرد: - بين دو عدد «گويا» نظير: - بين دو عدد «گنگ» نظير:
اعداد «مختلط» زوجهاي (رابطهي 2) در مجموعهي اعداد «مختلط» رابطهي 2 داراي دو جواب است: بقيهي اعداد «مختلط» از جمع اين عدد جديد اعداد «مختلط» ويژگيهاي غيرمعمولي را بهخصوص هنگام مشتقگيري از خود نشان ميدهند: - مشتقگيري از اعداد «حقيقي» نقطهي آغاز «آناليز حقيقي» (Real Analysis) و «حساب ديفرانسيل و انتگرال» (Calculus) است.
هر عدد «مختلط» از يك زوج عدد حقيقي نظير:
بدينترتيب بين «قسمت حقيقي» در صفحه، مجذور فاصلهي بين دو نقطهي اين عدد
بهعبارت ديگر داريم: اين معادلهاي از يك دايرهي حقيقي در صفحهاي حقيقي (شامل: اعداد «مختلط») است بهعنوان مثال: شكلي است كه توسط يك پرگار كشيده ميشود. بنابراين رياضيدانان در رابطهي رابطهي جديد آنها رابطهي ذيل را نتيجه گرفتند:
اين رابطه واقعاً مربوط به يك دايرهي تصوري است كه داراي يك مركز واقعي علاوه بر اين، ممكن است گفته شود معادلهي 9 شامل چندجملهاي داراي جوابهاي واقعي
واضح است كه رابطههاي 9 و 10 داراي جوابهايي است. بهعنوان مثال، زوج
هر عددي نظير: اگر رابطهي ذيل را داشته باشيم:
كه در آن (رابطهي 12) بهعكس اگر عددي «كامل» نباشد دو حالت ممكن است وجود داشته باشد:
بهعنوان مثال: همچنين داريم:
بنابراين 8 و 15 اعداد «ناكامل» هستند. ادامه دارد................................ + نوشته شده توسط pg در جمعه یکم شهریور 1387 و ساعت
17:50 |
|
http://www.kharidposti.com/index.php?productID=224
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||